حاج ملا هادي السبزواري

541

شرح مثنوى

( ( 4742 ) ) دايماً خاقان ما كردست طو * گوشمان را مىكشد لا تَقنَطُوا ن 1275 6 - ك 422 21 طو : به تركى ، ضيافت . ( ( 4744 ) ) دست اندازيم چون اسپان سپس * در دويدن سوى مرعاى انس ن 1275 8 - ك 422 22 سپس : يعنى بعد از صلا زدن . و در بعض نسخ « سليس » و « انيس » است . و اين نسخه قرينه مىشود بر اينكه سلس بوده كه به معنى روان باشد . چون سلس القياد . و در كتابت ، با سپسِ فارسى ، قريب است . مرعاى انس : مجراى انس ، ضد وحشت . ( ( 4746 ) ) ز آنكه آن جا جمله اشيا جانى است * معنى اندر معنى ربّانى است ن 1275 10 - ك 422 23 ربانى : و در بعض نسخ « معنى اندر معنى اندر معنى است » . و اين اصح است . چه نشاهء معنى ، سه است . معانى مضافه - كه نفوس ناطقه باشند . و معانى مرسله - كه عقول كلَّيه‌اند . و معنى المعانى - كه غيب الغيوب و فوق التمام است . اَلكُلُّ عِبارَةٌ وَأنتَ المَعنى ( ( 4747 ) ) هست صورت سايه معنى آفتاب * نور بىسايه بود اندر خراب ن 1275 11 - ك 422 23 خراب : نشانى داده اندت از خرابات كه اَلتَّوحِيدُ اِسقاطُ الاضافاتِ ( ( 4754 ) ) تا كه نور چرخ گردد سايه سوز * شب ز سايهء تست اى ياغىّ روز ن 1275 18 - ك 422 27 ز سايهء تست : چه زمين را سايه است مخروطى . و به هر جهت كه آفتاب حركت كند ، آن سايه در جهت خلاف افتد . و هر كه و هر چه در آن سايه واقع شود ، در ظلمت شب واقع شود . و آن سايه به تبعيت آفتاب در حركت است ، گاه در قوس الليل و گاه در قوس النهار . ( ( 4756 ) ) بهر طفلان حق زمين را مهد خواند * در گواره شير بر طفلان فشاند ن 1275 20 - ك 422 28 مهد : گهواره . پس طفل ، آدمى است . و مكان ، مهد . و زمان ، دايه . و دنيا ، مادر . و دو پستان - كه ارضاع شير به او مىكنند - حيوان و نبات . چه عناصر ، غذاى اين طفل نمىشوند تا در اين دو